طرز تهیه یک توصیه SEO فنی - جمعه وایت برد
بعد از اینکه کار خود را با سئو فنی انجام دادید و اکتشافات خود را انجام دادید ، یک کار باقی مانده است: یافته های خود را به مشتری ارائه دهید و در مورد مراحل بعدی توافق کنید. و مانند بسیاری از موارد موجود در صنعت ما ، این ساده تر از انجام کار است. در قسمت این هفته از وایت برد جمعه ، بنیامین استس از دیستیلل چارچوب خود را برای ارائه توصیه های فنی به مشتری ها و ذینفعان ارائه می دهد تا بهترین موقعیت را برای موفقیت به شما نشان دهند
برای باز کردن نسخه با وضوح بالا در یک برگه جدید ، روی تصویر تخته سفید کلیک کنید!
رونویسی فیلم
سلام. اسم من بن است. من مشاور اصلی در شرکتی به نام Distilled هستم. به جمعه Whiteboard خوش آمدید. امروز می خواهم در مورد موضوعی کمی متفاوت از اکثر جمعه های وایت بورد با شما صحبت کنم.
من می خواهم در مورد نحوه کار با مشتری یا کارفرمایان به روشی متفاوت صحبت کنم. من به جای فکر کردن در مورد سئو فنی و چگونگی کشف اکتشافات فنی یا دیدن چه مشکلی ، می خواهم در مورد چگونگی ارائه یافته های خود به مشتری خود پس از انجام این کشف صحبت کنم.
مسئله
مشکلی که در اینجا با آن سر و کار داریم چیست؟ خوب ، سناریو این است که ما یک توصیه دریافت کرده ایم و آن را به مشتری یا رئیس ارائه می دهیم.
به حد کافی ساده است. اما هدف از این وضعیت چیست؟ من استدلال می کنم که یک هدف بسیار خاص وجود دارد ، و بهترین راه برای دیدن آن تغییر هدف تغییر عملکرد فرد یا سازمان است. حالا ، اگر این طور نبود؟ می دانید ، اگر با مشتری کار کرده باشید و هیچ یک از اعمال آنها در نتیجه آن تعامل تغییر نکند ، چه می کنید؟ خوب ، نکته چیست؟
می دانید ، آیا آنها در وهله اول حتی به شما اعتماد کرده اند که وارد شوید و به آنها کمک کنید؟ بنابراین اگر این هدف خاصی است که ما می خواهیم آن را محقق کنیم ، بهترین راه برای انجام این کار چیست؟ بیشتر افراد به سمت ترغیب پرش می کنند. آنها می گویند ، "اگر فقط من می توانستم چیزی ، مشتری به من گوش کند." "اگر فقط من می توانم پیش بینی ارائه می دهم."
فقط اگر بتوانم ROI را توجیه کنم ، چیزی ، برخی تحقیقات مرموز که احتمالاً هنوز انجام نشده است و حتی اصلاً نمی توان انجام داد. استدلال من در اینجا این است که ایده ترغیب سمی است. وقتی می گویید "اگر فقط می توانستم این کار را بکنم" ، واقعاً منظور شما این است که "اگر فقط مدارکی داشتم ، مشتری باید همانطور که می گویم انجام دهد." شما وقتی می گویید این موارد را کنترل می کنید ، می توانید کنترل مشتری را بدست آورید.
به نظر می رسد که انسان ها اساساً هر کاری را که می خواهند انجام دهند انجام می دهند و مهم نیست که چقدر خوب پرونده خود را تشکیل می دهی ، اگر به دلایل شما ساخته شده باشد و نه مشتری ، آنها هنوز هم نمی خواهند کاری را که شما توصیه می کنید انجام دهند. . بنابراین من چارچوبی را در Distilled معرفی کرده ام که به ما کمک می کند تا از این گذشته عبور کنیم ، و این همان چیزی است که من می خواهم همین حالا با شما به اشتراک بگذارم.
رویکرد
نکته اصلی این روش این است که در هر مرحله از فرآیند به مشتری اجازه می دهید مشکل را برای خود حل کند. شما به آنها فرصت می دهید تا مشکل را از دیدگاه خودشان ببینند و حتی ممکن است راه حل خودشان را بیابند. برای این کار سه مرحله وجود دارد.
1. پیشنهاد دهید
ابتدا مشکل را پیشنهاد می کنید.
وقتی می گویم "پیشنهاد" می کنم ، منظور من راه حل نیست. منظور من این است که شما این ایده را در ذهن خود پرورش می دهید که این مشکلی است که نیاز به حل دارد. تقریباً مثل شروع است. بنابراین شما ابتدا می گویید ، "این همان چیزی است که من می بینم." آینه را بر روی آنها نگه دارید. مشاهده هایی را که هنوز خودشان نکرده اند ، انجام دهید.
2. نشان دادن
مرحله دوم ، نشان دادن ، و آنچه نشان می دهد این است که به آنها اجازه می دهید رفتار خود را تقلید کنند.
شما در حال نشان دادن آنچه می توانید در آن شرایط انجام دهید اگر مجبورید با همان مشکل کنار بیایید. بنابراین شما می گویید ، "اگر من در کفش های شما بودم این کار را می کردم."
3. تفسیر کنید
سرانجام ، شما شرح می دهید. شما می گویید ، "به همین دلیل فکر می کنم این یک فعالیت منطقی است." حالا باید صداقت داشته باشم در اکثر اوقات ، در تجربه من ، اگر از این چارچوب استفاده می کنید ، هرگز آن را برای توضیح نمی بینید ، زیرا مشتری مشکل را در جایی دوباره به اینجا حل می کند و شما فقط می توانید جلسه را پایان دهید.
نکته مهم دیگر این است که به مشتری اجازه دهید مشکل را برای خودشان حل کند ، به دلایل خود به روشی که احساس راحتی بیشتری می کند.
مثال
بیایید به یک مثال نگاه کنیم ، زیرا این دوباره یک نوع چکیده است. بنابراین بیایید بگوییم که شما در کنسول جستجوی Google مشاهده کرده اید. مشتری تمام این صفحاتی را که Google کشف کرده است ، اما آنها واقعاً نباید در فهرست باشند و یا اصلاً قابل فهرست یا قابل کشف باشند.
با پیشنهاد دادن شروع کنید
بنابراین شما با پیشنهاد شروع می کنید. "من در کنسول جستجو می بینم که گوگل 18 میلیون صفحه را پیدا کرده است" ، وقتی اینطور باشد ، بیایید بگوییم 10،000 صفحه. "این از ناوبری آسان شما است." حالا توجه کنید که هیچ داوری وجود ندارد. هیچ مشکلی در رابطه با این مسئله یا حتی شدت مشکل وجود ندارد. شما فقط شماره ها را ارائه می دهید
اکنون ما در حال بازگشت هستیم. شاید مشتری این موضوع را بشنود و آنها نوعی سیلی سر به سرشان بزنند و بگویند ، "البته. می دانید من قبلاً آن مشکل را ندیده بودم. اما این همان کاری است که من فکر می کنم باید در مورد آن بکنیم." شما به نوعی توافق می رسید و مشکل حل می شود و جلسه به پایان می رسد و آن ساعت را در روز خود باز می گردانید. اما شاید آنها به نوعی سؤالاتی راجع به این بدان معنا داشته باشند ، این چه معنایی دارد و می خواهند راه حل شما را بشنوند.
آنچه را انجام می دهید نشان دهید
خوب ، اکنون وقت آن رسیده است که هنگام ارائه این واقعیت ، چه کاری انجام دهید را نشان دهید. شما می گویید ، "این کار با افزودن" nofollow "به پیوند به آن محتوای آسان حل می شود." شاید آنها ببینند که چگونه این یک راه حل آشکار برای مسئله ای است که کاملاً با پشته فنی آنها سازگار است ، و دوباره شما 50 دقیقه در روز خود پس می گیرید زیرا این جلسه انجام شده است.
شما کار خود را انجام داده اید یا شاید آنها چنین نکنند. شاید آنها نفهمند که چرا این می تواند یک راه حل خوب باشد.
سرانجام ، مفصل
بنابراین سرانجام ، شما به این مرحله می رسید که شرح آن است. "این به همین دلیل است که فکر می کنم این ایده خوبی است. این صفحات برای تجربه کاربری مهم هستند. شما نمی خواهید از شر ناوبری آسان در فروشگاه تجارت الکترونیکی خود خلاص شوید ، اما شما نمی خواهید برای سئو به این صفحات پیوند دهید. دلایل ، زیرا شاید برای جستجوی اصطلاحات مرتبط ، حجم جستجو وجود ندارد. "
بنابراین برای یک محدوده هزینه خاص برای یک مورد یا موارد مشابه ، فقط فعالیت جستجوی مرتبط وجود ندارد. به صفحات هنوز نیاز دارید. بنابراین شما می گویید ، "این صفحات برای تجربه کاربر مهم هستند ، اما آنها هیچ هدف جستجو را برآورده نمی کنند." در آن مرحله ، مشتری می گوید ، "البته. شما راه حل ایده آل را آورده اید ، و من قصد دارم توصیه شما را دقیقاً همانگونه که به من داده اید ، عملی کنم."
</s>avkanî
یا آنها نمی کنند. اگر این کار را نکنند ، شما بدتر از این نیستید. شما اساساً می توانید از آن جلسه بیرون بروید و بگویید: "من همه کارهایی را کردم که بتوانم مشتری را به توصیه خود سوار کنم ، اما این کار به نتیجه نرسید." این احساس داشتن توانایی دانستن اینکه شما درست کار کرده اید ، حداقل در تجربه من بسیار قدرتمند بوده است. من حدود هشت سال مشورت کردم و فقط طی کردن این روند به من کمک می کند شب بهتر بخوابم که می دانم واقعاً کارم را انجام داده ام.
ما همچنین دریافتیم که این میزان موفقیت بسیار بالایی با مشتریان دارد. سرانجام ، خواهید فهمید که ارائه مطالب بسیار ساده تر است ، اگر می دانید که این فرمی است که قرار است در آن حضور پیدا کنید. بنابراین اگر فکر می کنید کار شما ارائه مدارک به مشتری است آنها را از چیزی متقاعد کنید ، واقعاً هیچ اثری در اثبات جمع آوری وجود ندارد.
شما همیشه می توانید شواهد بیشتری جمع کنید ، و وقتی به آن جلسه نهایی رسیدید ، می توانید بگویید ، "اوه ، به این دلیل نیست که من مشکل را به روش اشتباه دیدم یا من آن را به روش اشتباه ارتباط برقرار کردم. این توجیه نکردم. ROI به اندازه کافی. " نمی توان آن را ترک کرد. آن سوراخ خرگوش فقط به کار خود ادامه می دهد. بنابراین دوباره ، این روش برای Distilled بسیار موفق بوده است. اگر علاقه دارید بیشتر با این کار درگیر شوید ، می توانید در این URL ، dis.tl/present را بخوانید ، جایی که توضیحی کامل تر در این باره ارائه می کنم.
البته ، من دوست دارم هرگونه افکار یا تجربیاتی را که با این روش دارید ، بشنوم. بسیار از شما متشکرم.
رونویسی ویدیو توسط Speechpad.com
درباره BenjaminEstes -
بن یک مشاور اصلی است که در سال 2010 به Distilling پیوست. اکنون او روی صعود تیم ما تمرکز دارد. از طریق آموزش گروهی و مشاوره داخلی ، اعضای تیم را راهنمایی می کند زیرا آنها برای مشتری های ما تغییر ایجاد می کنند.
- ۹۸/۰۷/۱۶